دوشنبه, ۰۶ تیر ۱۴۰۱ ۱۲:۵۰
آخرین اخبار

۱۴۰۱-۰۴-۰۵ ۱۲:۳۰:۰۰
اصلاح‌طلبان و مردم‌سالاری؛ ادعای دروغ یا زوال ادعا

به گزارش پایگاه خبری جریان، «علی شعبانی» در یادداشتی نوشت: در سالروز یکی از مقاطع حساس دوران پس از انقلاب اسلامی یعنی دوم خرداد سال 76 هستیم. روزی که با پیوند جریان‌های لیبرالیسم و تکنوکرات و غربگرایان ایران و با همدستی برخی از عوامل ضد مذهبی در ایران، پایه‌های تشکیل دولتی گذاشته شد که موجبات توقف و تأخیر فراوان در آرمان‌های انقلاب اسلامی را فراهم آورد.

 کاندیدای جریان دوم خرداد آقای خاتمی با شعار جامعه مدنی، قانون‌گرایی، توسعه سیاسی و نهادینه کردن آزادی با بیش از ۲۰ میلیون رأی به ریاست‌جمهوری رسید. شعار «جامعه مدنی» و یا مردم‌سالاری که آن روزها به اوج خود در رسانه‌های اصلاح‌طلب رسیده بود، اصلی‌ترین ادعای این جبهه سیاسی بود که اصالت این ادعا و فرجام آن در جبهه اصلاحات را در این یادداشت مرور می‌کنیم.

1- آیا مردم‌سالاری اصالتاً به جریان دوم خرداد تعلق دارد؟

 اولین و مهم‌ترین سؤال این است که آیا مردم‌سالاری به‌عنوان شعار اصلی جریان اصلاحات، از ایده‌های خاص این جبهه است و یا این ادعا را مصادره به نفع خودشان کرده‌اند؟ با نگاهی گذرا به شرایط حاکم بر فضای کشور در زمان رژیم شاه و با عنایت به سخنرانی‌ها و اعلامیه‌های حضرت امام و حتی اولین سخنرانی امام در بهشت‌زهرا که تشکیل دولت را به پشتوانه مردم اعلام کردند مشخص بود که انقلاب اسلامی و تشکیل نظام اسلامی برای تحقق حاکمیت مردم بر سرنوشت خودشان بود

 دومین دلیل قاطع برای اثبات اینکه مردم‌سالاری برخواسته از اندیشه‌های اصیل انقلاب بود (و نه برخواسته از دوم خرداد)76 آن است که تنها در سال اول پیروزی انقلاب پنج انتخابات سراسر در ایران با وجود همه مشکلات ناشی از روزها و ماه‌های اول پیروزی انقلاب انجام شد. هنوز عمر پیروزی انقلاب به پنجاه روز نرسیده بود که اولین انتخابات (همه‌پرسی جمهوری اسلامی) در کشور برگزار شد و بعدازآن، انتخابات خبرگان قانون اساسی، همه‌پرسی قانون اساسی، انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات مجلس شورای اسلامی در همان سال 58 برگزار گردید؛ و سال‌های بعد نیز بارها و بارها شاهد برگزاری مهم‌ترین رکن مردم‌سالاری یعنی برگزاری انتخاباتی که متولیان قانون‌گذاری، مجریان امور کشور و حتی انتخاب خبرگانی که رهبری را تعیین می‌کنند، بوده‌ایم.

 با این توصیفات مردم‌سالاری بخشی از اصول و محکمات جمهوری اسلامی است و زاییده دوم خرداد نیست.

2- آیا اصلاح‌طلبان به دنبال تحقق شعار «مردم‌سالاری» و بر این اصل پایبند بودند؟ ارکان مردم‌سالاری چیست و چه دلایلی برای فاصله عمیق جریان اصلاح‌طلبی با مردم‌سالاری وجود دارد؟

 الف) با کمی دقت در روزهای منتهی به انتخابات سال 1376 و پیروزی جریان اصلاح‌طلبی در انتخابات در میان شور و غوغای ناشی از ادعای مردم‌سالاری، قرائن محکمی از لگدمال شدن مردم‌سالاری را شاهد بودیم. نمی‌شود از انتخابات 76 سخن گفت و از خطبه‌های هاشمی رفسنجانی در آستانه روز رأی‌گیری و در جانبداری از گروه برنده انتخابات سخن نگفت. حمایت حزب کارگزاران از خاتمی از یکسو و القای امکان تقلب به هاشمی رفسنجانی که منجر به خطبه‌های نماز جمعه شد، نشان می‌دهد که علی‌رغم برخی تحلیل‌ها (و حتی اظهارات هاشمی) که مدعی‌اند این خطبه به نفع ناطق نوری بود اما این خطبه‌ها به نفع خاتمی ایراد شده است. در اثبات این ادعا به خاطرات هاشمی رجوع کنید که یک روز مانده به انتخابات، خاتمی به دیدار او می‌رود. هاشمی در خاطراتش نوشته: «سرشب، آقایان [سیدمحمد] خاتمی، [عبدالله] نوری، [محسن] نوربخش و [غلامحسین] کرباسچی آمدند. گزارشی از برنامه تقلب در انتخابات در خرم‌آباد داشتند؛ به بازرسی ویژه [دفتر رئیس‌جمهور] و سازمان بازرسی کل کشور، گفتم رسیدگی کنند؛ از تقلب نگرانی دارند». هاشمی در بخش دیگری از خاطرات خود به بازتاب خطبه‌های نماز جمعه‌اش اشاره و مطالبی می‌گوید که اذعان به همان تأثیر مواضعش به نفع خاتمی است او می‌نویسد: «از عکس‌العمل‌های بعدی به دست آمد که جناح آقای ناطق [نوری]، از صحبت‌ها ناراضی‌اند و توقع داشته‌اند، تابع همان جوی باشم که بعد از صحبت رهبری درست کرده‌اند. جناح‌های دیگر، به خاطر حفظ بی‌طرفی و هشدار در مورد تقلب و نیز اعلان اینکه رأی من مخفی است و کسی نمی‌داند، اظهار خوشحالی کردند. عصر آقای [سیدمحمد] خاتمی آمد… از صحبت‌های بی‌طرفانه من تشکر کرد.»

 3- مداخله به نفع جریان دوم خرداد و حمایت حزب دولت (کارگزاران) از خاتمی آیا مغایر با حاکمیت مردم نبود؟

 ب) دیری نپایید که دوران ریاست جمهوری خاتمی به پایان رسید و تمامی جریان اصلاحات در انتخابات سال 88 به صحنه آمدند تا بزرگترین نقطه سیاه تاریخ فعالیت سیاسی خود را در مقابله با مردم‌سالاری رقم بزنند و علی‌رغم اذعان به عدم تقلب در انتخابات (در جلسات خصوصی سران این جریان) بر طبل تقلب کوبیدند. آن‌قدر تاریکی و سیاهی جریان اصلاحات پررنگ بود که همسر هاشمی در حالیکه هنوز نتایج شمارش را رسماً معلوم نشده بود، فرمان شورش صادر کرد و کاندیدای اصلاح‌طلبان با کمال گستاخی ابراز داشت که هر نتیجه‌ای غیر از پیروزی خود را نمی‌پذیرد و این اوج تقابل با مردم‌سالاری این جریان فکری بود که تا ابد سیاهی آن در تاریخ فعالیت اصلاح‌طلبان خواهد ماند.

 ج) از مهم‌ترین دلایل کذب بودن ادعای اصلاح‌طلبان در مورد اعتقادشان به مردم‌سالاری حوادث مربوط به مجلس ششم، استعفای دسته‌جمعی و خروج از حاکمیت بود. جریان اصلاحات در سال 1379 هم‌زمان با دولت اصلاحات ایده خروج از حاکمیت و استعفای دسته‌جمعی را مطرح نمودند و این در تضاد صد در صد با مردم‌سالاری و قانون‌مداری که موردادعای آن‌ها بود، قرار داشت. عباس عبدی از اصلاح‌طلبان فعال در عرصه رسانه همان زمان گفت: اگر محافظه‌کاران به نتیجه نرسند، باید اصلاح‌طلبان از حکومت خارج شوند و محافظه‌کاران را با مردم تنها بگذارند.

سعید حجاریان، علی‌رضا علوی تبار، محمدرضا خاتمی دبیر کل حزب (منحله) مشارکت، سعید شریعتی، رجبعلی مزروعی و محمد نعیمی پور نیز از دیگر اعضای کادر مرکزی حزب منحله مشارکت همگی در نوشته و یا سخنانی مسئله خروج از حاکمیت را برجسته‌سازی کردند و نهایتاً در بیانیه سومین کنگره حزب مشارکت ایران اسلامی رسماً اعلام شد: «درصورتی‌که پیگیری این راه‌ها (اصلاحات) نیز به تمکین اقتدارگرایان در برابر خواست عموم منجر نشود، چاره‌ای جز خارج کردن سرمایه اصلاح‌طلبان یعنی رأی و مشروعیت مردمی از ساختار موجود نخواهد بود.»

سازمان منحله مجاهدین انقلاب اسلامی نیز توسط تاج‌زاده عضو شورای مرکزی خود، اعلام داشت: «اگر همه راه‌ها بسته شود خروج از حاکمیت آخرین راه‌حل است. اگر خواست اصلاح‌طلبان برآورده نشود استعفا می‌دهند تا اعلام کنند ما در این چارچوب نمی‌توانیم کارکنیم.»

 و سرانجام 139 از نمایندگان مجلس ششم به‌طور دسته‌جمعی تحصن و سپس از سمت نمایندگی مردم استعفا دادند و تعدادی از استانداران و معاونان وزرا با ارسال نامه به رئیس‌جمهور (خاتمی)، تهدید به استعفا کردند.

این اقدام جریان اصلاحات تقابل با مردم‌سالاری بود چراکه به معنای زیر پا گذاشتن رأی مردم و تقابل با نظامی بود که هم در جریان انقلاب و هم در جریان انتخابات متعدد و هم در جریان دفاع مقدس برای ثبات و دوام آن تلاش و سعی وافر داشته‌اند. سؤال مهم این است که استعفا از نمایندگی مردمی که آن‌ها را برگزیده بودند، آیا مفهومی جز بی‌حرمتی به رأی مردم داشت؟

 البته این استعفا بی‌سابقه نبود. مردی از همین طایفه به نام میرحسین موسوی در اوج دوران دفاع مقدس از نخست‌وزیری استعفا داد و امام راحل (ره) در پاسخ به او فرمودند:

«نامه استعفای شما باعث تعجب شد... در زمانی که مردم حزب اللّه برای یاری رساندن اسلام، فرزندان خود را به قربانگاه می‌برند، چه وقت گله و استعفا است؟... همه باید به خدا پناه بریم و در مواقع عصبانیت، دست به کارهایی نزنیم که دشمنان اسلام از آن سوءاستفاده کنند.»

کمی قبل‌تر نیز مهندس بازرگان به‌عنوان سردمدار بخشی از جریان لیبرالی و اصلاح‌طلبان ایران به دنبال اختلاف‌نظر با امام و انقلابیون در تاریخ 14/8/58 با ارسال نامه از سمت خویش کناره‌گیری کرد.

 د) ماجرای ضدیت با مردم‌سالاری به اینجا ختم نشد و اصلاح‌طلبان برای کسب قدرت حاضر شدند از آقای روحانی که به اعتراف خودشان فاقد کارآمدی بود، حمایت کنند تا بتوانند بر مسند قدرت بمانند و این خسارت‌های سنگین را بر مردم عزیز ایران تحمیل کنند. حمایت هاشمی، خاتمی، سید حسن خمینی و تمامی جریانات اصلاحات از روحانی، آنجا غیر مردمی‌تر شد که علی‌رغم عملکرد بسیار ضعیف دولت یازدهم، آن‌ها برای دولت دوازدهم نیز به‌صراحت از روحانی حمایت کردند و حالا اکثر آن‌ها از این حمایت به‌عنوان دلیلی از فاصله گرفتن مردم از جریان دوم خرداد یاد می‌کنند و قاطبه آن‌ها از عدم مقبولیت جریان اصلاحات و از دست دادن پایگاه مرمی شان می‌گویند:

- خاتمی اظهار می‌دارد: من معتقدم ذهنیت اکثریت مردم با اصلاح‌طلبان نزدیک‌تر است اما امروز از ما دور شده‌اند (سایت جماران – 21/9/1400)

- علی صوفی عضو شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان با خبرگزاری مهر گفتگو کرده و می‌گوید: مردم اصلاح‌طلبان را مقصر می‌دانند به دلیل اینکه در انتخابات ریاست جمهوری (روحانی) یک کاندیدا و در انتخابات مجلس فهرستی را به مردم معرفی کرد و مردم نیز به آنان رأی داده بودند و آن‌ها را در حاکمیت فرستادند به همین جهت این نارضایتی‌های مردم متوجه اصلاح‌طلبان شده و باعث کاهش اعتبار و سرمایه اجتماعی آن‌ها شده است. - اصلاح‌طلبان دیگر آن موقعیت و جایگاه خود در ۹۲ و ۹۶ را ازدست‌داده‌اند و دیگر مردم بی‌قیدوشرط به لیست اصلاح‌طلبان رأی نخواهند داد

- حجت‌الاسلام منتجب نیا دبیرکل حزب جمهوریت با بیان اینکه مردم دارند راه خود را از جریان اصلاحات و اصولگرایی جدا می‌کنند، اذعان کرد: ما نتوانسته‌ایم رضایت مردم را تأمین کنیم، بنابراین آن‌ها احساس می‌کنند بهتر است از این جریان‌ها مستقل باشند. در این شرایط جریان اصلاحات باید کنار و همراه مردم بوده و صدا و تریبون آن‌ها باشد. باید به میان مردم رفته و فاصله با آن‌ها را از بین ببرد. بااین‌حال سعی کند در چارچوب‌ها حرکت کند. (آرمان ملی 18/2/1401)

- صادق جوادی حصار 31/2/1401 سخنگوی حزب اعتماد ملی: نخستین کار اصلاح‌طلبان توجه به این موضوع و اصلاح و ترمیم روابط خود با جامعه هدف است، به‌نحوی‌که مقبولیت ازدست‌رفته را اصلاح کنند.

- محمدرضا تاجیک استاد دانشگاه و عضو هیئت‌علمی دانشگاه شهید بهشتی و از چهره‌های فکری جریان اصلاحات و از مشاوران خاتمی در دولت اصلاحات بود که در دولت وی نیز ریاست مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست‌جمهوری را بر عهده داشت در مصاحبه اخیر خود با روزنامه فرهیختگان در مورد جایگاه مردم در جریان اصلاحات می‌گوید: «فضای فرهنگی و اندیشگی نیز به حاشیه رفته و با توهماتی شبه‌اندیشگی، توده‌های مردم نیز به حاشیه رفته‌اند و گرایش شدیدی به سمت نوعی نخبه‌گرایی مبتذل در جریان اصلاح‌طلبی به وجود آمده است. همان‌طور که به شکلی اشاره کردید یک ‌سری خطاهای استراتژیک در مسیر کنش سیاسی و با کنش سیاسی به وجود آمد. گاهی با یک نوع استراتژی سلبی و گاهی با نوعی استراتژی ایجابی و گاهی به ‌نام عقلانیت سیاسی وارد ائتلاف‌های گوناگون شدند. این باعث می‌شود یک جریان با بحران گفتمانی، بحران اندیشگی، بحران مقبولیت و بحران مشروعیت روبه‌رو شود و طبیعتاً درنتیجه این، سرمایه اجتماعی‌اش ریزش می‌کند. به عقیده من جریان اصلاح‌طلبی در رأس، با کنش غیرعقلایی و غیراصلاح‌طلبانه برخی اصلاح‌طلبان دچار چنین بحرانی شده است و ما امروز آن سرمایه اجتماعی و آن استعدادی را که زمانی می‌توانست به‌صورت ایجابی نیروهایی را بسیج کند و با طرح مفاهیم و ایده‌های نو و آموزه‌های نو و گفتمان متفاوت عمل کند، ازدست‌داده‌ایم.»

ه) از دیگر ابداعات اصلاح‌طلبان علیه مردم‌سالاری، بی‌احترامی به اندیشه مخالف و تقسیم رأی مردم به کمی و کیفی در انتخابات سال 84 و همچنین اظهارات عجیب حسین مرعشی (دبیر کل حزب کارگزاران) در پی شکست اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس در سال 94 بود که مدعی شد مردم شهرستان‌ها عقب‌مانده سیاسی هستند. او مردم تهران – که به لیست مجلس ائتلاف هاشمی رأی دادند- را در حوزه سیاسی توسعه‌یافته دانست! وی به خبرگزاری ایسنا گفت: اکنون می‌توان شاخص توسعه سیاسی ایران در تهران را 100، در مراکز استان‌ها 50 و در شهرستان‌ها 30 در نظر گرفت. مرعشی با این اظهارات توهین‌آمیز مدعی می‌شود که هر کس به جریان اصلاحات رأی بدهد، توسعه‌یافته و الا عقب‌مانده است

و) نکته مهم دیگری که از نیات پنهان جریان دوم خرداد در طرح جامعه مدنی مطرح بود، ایجاد تقابل بین مردم‌سالاری و ولایت‌فقیه بود. تا جایی که در روزنامه‌هایشان نوشتند: ((در جامعه مدنی ولایت‌فقیه معنا ندارد.)) حتی ازنظر آنان جامعه مدنی، یک جـامـعـه سـکـولار مطرح شد. درحالی‌که بر اساس قانون اساسی و حتی بر اساس نظریه فقهی بسیاری از علما ازجمله مقام معظم رهبری رأی مردم بخشی از شرایط مشروعیت ولایت‌فقیه بر جامعه است و لذا بین مردم‌سالاری و ولایت‌فقیه تعارضی وجود ندارد و بر همین اساس بود که رهبر معظم انقلاب «مردم‌سالاری دینی» را به‌عنوان یک نظریه اصیل مطرح فرمودند.

3. ترجیح قدرت سالاری بر مردم‌سالاری ازجمله ویژگی‌های این روزهای جریان دوم خرداد است. آن‌ها برای رسیدن به این مقصود با هر حزب و گروهی ائتلاف می‌کنند و برای کسب قدرت دست دوستی به دشمنان نظام اسلامی می‌دهند و حتی برای سقوط حاکمیت حاضرند به دشمن پیشنهاد افزایش تحریم‌ها و فشار بی‌رحمانه بر مردم را بدهند.

4. مردم‌گریزی در سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی و ...از دیگر ویژگی‌های جریان دوم خرداد است که کاملاً با مردم‌سالاری مغایر است. این جریان سیاسی اعتقادی به توانمندی‌های ملت ندارد و تنها راه نجات کشور را تسلیم در برابر به قول خودشان کدخدا می‌دانند و اقتصاد و علم و دانش و حتی فرهنگ ما را تنها از مسیر غرب گدایی میسر می‌دانند. هشت سال تکیه یک‌جانبه بر برجام نافرجام و حتی فشار سیاسی به دولت سیزدهم برای اولویت دادن به برجام، تکیه بی‌حدوحصر بر سند ننگین 2030 که حتی مغایر با قانون اساسی سازمان یونسکو می‌باشد (ممنوعیت ایجاد تکالیف مغایر با نظام‌های آموزشی کشورها)، مخالفت با اقتصاد مقاومتی، مخالفت‌ها با خودکفایی در تولید کالاهای اساسی و ... همگی حاکی از عدم اتکای این جریان سیاسی بر توانمندی‌های ملت بزرگ ایران است.

در خاتمه باید مردم‌سالاری موردادعای جریان دوم خرداد را به نوشابه‌ای تشبیه کرد که در سال 76 داخل ظرف سیاسی ایران ریخته شد و کف زیادی کرد اما حالا که کف ها فرونشسته چیزی قابل‌توجه از این نوشابه در مقابل دیدگان ملت قرار ندارد و این زوال و پایان اصلاح‌طلبی در سپهر سیاسی ایران است.

انتهای پیام/ جریان نیوز

اشتراک گذاری :

اخبار اقتصادی
طعنه سنگین داوری به توئیت کنایی مدیرکل بازرسی عبدالملکی :
همتی: در فرصت مناسب درباره شرایط اقتصادی صحبت می‌کنم/ از کسی هم واهمه ندارم :
معاون وزیر صمت خبر داد؛ دولت سیزدهم واردات خودروهای غیرلوکس را تصویب کرد :

پر بازدید ترین اخبار